هميشه لبهايتان چون گل محمدي، خندان باد گلخندان |
|||
تبار ذکور عبداللهی های کوسه لو (طبق نظر جناب آقای حاج سلیمان آقاخانی، مسن ترین مرد گلخندان، عیداللهی ها از تبار رستمی ها هستند. لذا در این نمودار هم به رستم نسبت داده شده اند. امیدوارم برادران عزیز عبداللهی از دیگر یزرگان کوسه لو و بازران، تحقیق به عمل آورده و حلقه ی مفقوده را تکمیل نمایند.) با تشکر از همکاری آقای مهدی آغال. لطفا برای درشتنمایی کرسر را روی عکس نگهدارید. سپس کنترل را گرفته و چرخ ماوس را بچرخانید. ترانه ای جاودانه خواهم سرود
و به ابهت یک راز می نگرم رازی که رهایم کرد از یک دنیا نیاز رازی که از وسعت سبز جان برخاست و مرا تا فراسوی افق های زیبایی رساند و وارهاند از زنجیرهای پوسیدۀ طنازی و جلوه گری من زخمی وامانده در صخره های غفلت و پریشانی باید آشیان خویش را بیابم اوج میگیرم تا آفتاب گمشدۀ خویش تا سپیدی دستان نوازشگر ایمان پس میخوانم این آواز ناز شور برانگیز را تو هم برخیز، به من ملحق شو باید در بیکرانۀ هستی، جایگاه بلند خویش را بیابم با من بیا که پر زنیم تا سبکبالی مرغان غزلخوان دشت حجاب می دانم که آواز من جاودانه خواهد ماند چرا که از چشمۀ زلال معنویت جرعه ای نوشیده ام.
معصومه محمدی سیف - ۱۳٩۱/۱۱/۱۸ ماهنامه پیام زن، خرداد 1391، شماره 243 منبع: http://mohammadiseif.persianblog.ir/post/23/
امام رضا علیه السّلام در رایطه با عید غدیر خطبه ای ایراد فرمودند که در قالب سروده ی ترکی تقدیم می گردد.
غدير او گوندي كه بايرام اولوبدي شيعه لره غدير او گوندي كه مولا گلوبدي بنده لره غدير او گوندي كه مولا رضا گلوبدي دِله بيله بيان ايله يوبدور ، نه ، خوش گون اولدي غدير
قيامتون گوني دورت گون بَزَلّه مثل گَلين غدير و جمعه و اضحي و فطر بايرامين اگر چي هر بيري ايشّيق دي ، گو ي ستاره سي تك ايشيق لي آي كيمي اولدوز ، آرا ، گون اولدي غدير
بو گونده اولدي رها چون كه اوتدان ابراهيم(ع) خليل دوتدي اوروج شكر ايچون هر ايل دايم دو لانديريبدي خدا داغ اودي گلستانه رسول حق اود آرا قورتولان گون اولدي غدير
غدير بايرامي كامل اولوبدي دين نبي علي(ع) ولايته منصوب اولوب بحكم جَلي اوروج دوتوبدي رسول خدا تشكّر ايچون علي (ع) فضايلي اعلان اولان گون اولدي غدير
غدير او گوندي كه يول باغله نوبدي ابليسه علي(ع) مخالفي اعمالي دوندي تَدليسه قبول دير هامي شيعه عبادتي بير باش محمّد(ص) آلينه بايرام اولان گون اولدي غدير
غدير اولوبدي مبارك محمّد (ص)آلينه خدا ايدر كرم و لطف عبادت اهلينه او كس لري كه عيال و اوشاقينه خوش اولا عمل قبول و گناه ، عفو اولان گون اولدي غدير
ادامه مطلب ... اعضای تیم جدید فوتبال قزل داق در تجرک د رکنار بخشدار محترم جناب آقای محققی از چپ به راست بخشدار محترم پیشخور آقای محققی، نفرات:الیاس محمدی-رحیم محمدی-حسن صادقی فخر-ابوالفضل داودی-مهدی اغال-مجید یوسفی-پرویز محمد پور-حسین حسنی-محمد رضا آقاخانی-سعید حسنی-حیدر محمدی- بازیکن حریف:(دونفرنشسته باپیراهن سبزویک نفرایستاده باپیراهن آبی)هواداران: حسین صادقی-معین و احمد بهادری و دیگر بازیکن ها در نیمکت: علی اکبری-علی سعادتی-ابوالفضل اقاخانی-حبیب سلیمانی-اباصلت عبداللهی-عباس زمانی-جعفر هوشنگی منبع: وبلاگ تیم قزل داق قیزیل داغ لار جوشا گلدی فوتبال تیمی باشا گلدی ایگیت لری قیزیل کوینک دوش ویردی لَر توپا داغ لار الیاس، رحیم، مهدی پرویز حسن ،حسین حسنی مجید، ابوالفضل و حیدر چیخدی لار میدانا داغ لار ممّد رضا، سعید، احمد حسین صادقی، حبیب اباصلت، عبّاس و جعفر سس سالدو دورانا داغ لار ابولفضل آقاخانی رفیقی، علی اکبری علی سعادتی طوفان سالدو بیابانا داغ لار برگ سبزی است تقدیم به تیم فوتبال قیزیل داغ عظیم سرودلیر گلهای بازرانی دنیایی از خدا همواره برلب اند غزل هایی از خدا گلهای ساده در دل فرهنگ سادگی از بازماندگان اهورایی از خدا در دشتشان هنوز به میراث مانده است یک شاهکار ناب تماشایی از خدا از بازماندگان دل آسوده از زمین در آرزوی یک دل دریایی از خدا رنج هزار حادثه در خود نهفته و در انتظار قصه و لالایی از خدا پاییز دردخیز به پایان رسیده است حالا رسیده وقت تقاضایی از خدا تاریخ زنده ایست که برخاک می رود مشروطه خواه خواهش فردایی ازخدا شعر از :محمد حسین داودی
پی نوشت: به مناسبت خاکسپاری حاج داود عبدلی, عموی مادرم, که در سن 95 سالگی دیروز دار فانی را وداع گفت
منبع:وبلاگ گلاریشا مرحوم حاج داود عبدلی (پدر همسر اینجانب) کرم نموده به کردار لطف تکیه دهید به روح منتظرم حمد و سوره هدیه دهید شنبه 17 دی 1390برچسب:قرآن,ترجمه قرآن,جالب ترین,عظیم سرودلیر,قیزیل داغ لار,گلخندان,کوسه لو,مشهد,خراسان,, :: 13:46 :: نويسنده : عظیم سرودلیر
جالب ترین سایت قرآنی
2- ابتدا زبان ترجمه مورد نظر (حدود 25 زبان) را از ستون مربوطه انتخاب ميكنيد. سپس با قرار دادن فلش ماوس بر روي هر آيه ترجمه آيه بطور خودكار نشان داده ميشود . جالب است كه چندین ترجمه فارسي در اين سايت گنجانده شده منجمله (مكارم شيرازي – فولادوند – آيتي – انصاريان – الهي قمشه اي) اگر هم ترجمه كامل را بخواهيد گزينه ترنسليشن را از بالاي صفحه انتخاب ميكنيد
3- امكان پخش هر آيه با صوت قاريان مختلف (قابل انتخاب از ستون مقابل)
4- ضمناً در ستون انتخاب قاريان، در پايين ترين قسمت می توانید ترجمه هر آيه را به زبان انگليسي و فارسی بشنوید
گزيده اي از تاريخچه کوسهلو و بازران قديم و کنوني: کوسهلر طايفه اي از شاهسونها ميباشد که تعداد زيادي از آنها هم اکنون نيز در روستاهاي اطراف قم و ساوه و نيز خود قم و شايد در جاهاي ديگر نيز ساکن باشند اوّلين شخصي که روستا يا قلعه کوسهلوي قديمرا که در محل داشلوبولاغ کنوني قرار داشته است بنا نهاد شخصي به نام علي از طايفه کوسهلر بوده که کوسهعلي در طول تاريخ به کوسهلو تبديل شده است. کوسهعلي لقب ديگري نيز داشته که گفته ميشود به او کوساگون گُرمَز نيز ميگفتند که نقل قول در مورد اين لقب چند جور ميباشد بعضي ها ميگويند او بعد از کشته شدن فرزندانش به سبب ناراحتي، پا از قلعه بيرون نميگذاشته و اين لقب ناشي از اين موضوع است. بعضي ديگر ميگويند او بعد از کشتن يکي از اهالي شاه قلي کندي، از ترس انتقام آنها، از قلعه بيرون نمي آمده و اين لقب از آنجا نشأت گرفته. به نظر ميرسد تاريخ ياد شده و بناي قلعه کوسهلوي قديم مربوط به دورهي صفويه ميباشد و اين اادعا به اين دليل است که نادرشاه روستاهاي اهل تسنن ازجمله اهالي شاه قلي کندي را از آنجا انتقال داده و در منطقه ديگري از غرب کشور اسکان داد
روستا يا قلعه ديگري کمي پايين تر از کوسه لوي قديم(پايين تر از باغهاي قاراگونه)بوده که شُرشُرگَزَوَن ناميده ميشده . اهالي اين دو روستا در ارتباطي بسيار نزديک طي ساليان دراز، در کنار هم زندگي ميکردند اما بعد از وقوع چندين سال خشکسالي پي درپي همگي و يکجا ازآنجا مهاجرت کرده و به مکان ديگري که شايد کَهلَه (كُهلو) گَزَوَن کنوني باشد ميروند و آنجا ساکن ميشوند اما پس از چند سال زندگي در آنجا چهارنفر ازآن ها تصميم ميگيرند به دِه قبلي شان برگردند که اين چهارنفر عبارتند از: رستم-مدد-داوود-محمد که شايد چهارنفرشان با هم برادر باشند (البته چندين طايفه نيز در طول تاريخ به اين چهارنفر اضافه شده ند)اين چهارنفر پس از برگشتن به کوسه لو و شُرشُرگَزَوَن چون اين دو روستا را کاملا ويران شده ميبينند تصميم به بناي روستاي ديگري که بازران کنوني ميباشد مينهند و قلعه بازران را بنا نهاده و نامش را به تقليد از شرشرگزون قديم به اين نام مينهند که بعد از طي چندين سال و هنگام حمله قشون کولي ها(اين موضوع مربوط به اول حکومت قاجارکه تهران تازه پايتخت شده بوده ميباشد) به اين قلعه يکي از اهالي روستا(رستم) از درب قلعه بااسب تيزپاي خود خارج شده و خود را طي 48ساعت به تهران رسانيده و قوشون دولتي را به روستا آورده و روستا را از محاصره قشون کولي ها نجات ميدهد به سبب کار او به اين روست لقب باز ايران(عقاب ايران)(احياگران مجدد ايران)يا بازوران (قدرتمندها)مينهند که در طي تاريخ به بازران تبديل شده است گفته ميشود سه نفر از اين چهار نفر متاهل بوده و فقط محمّد در بين آنها مجرّد بوده که هنگام عبور طايفه قاسملوي شاهسونها از قزل داق شترهايشان در باتلاق گرفتار مي شود اهالي روستاي بازران به کمک آنها رفته و شترهايشان را از باتلاق در مي آورند و رئيس قبيله آنها ميگويد ما برادري داشتيم که فوت کرده وچون ما رسم نداريم با زن برادر مرده خويش ازدواج کنيم از يکي از شما ميخواهيم که با او ازدواج کند و محمد با او ازدواج ميکند . کوسهلوي کنوني چگونه ساخته شد؟ روستا و املاک بازران در تملک اربابان و خانها بوده وهرسال مواجب از رعيت ميگرفتند ولي املاک کوسه لو تعلقي به خانها نداشته است مالکين املاک کوسه لو بهدليل اينکه از ااملاک آنجا مواجب به خانها نپردازند از بازران خارج شده و روستاي کوسهلوي کنوني را بنا نهادند.
گردآورنده: مسيّب عبدالهي نويسنده: اباصلت عبدالهي درباره وبلاگ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() آرشيو وبلاگ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نويسندگان |
|||
![]() |